عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
196
منازل السائرين ( شرح عبد الرزاق الكاشانى ) ( فارسى )
باب ششم : تعظيم قال اللّه عزّ و جلّ : « ما لَكُمْ لا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقاراً . » التعظيم معرفة العظمة مع التذلّل لها . « 1 » خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد : « شما براى خداوند عظمتى قائل نبوديد . » « 2 » [ وقار كه در اين آيهء شريفه آمده است ، همان توقير است و بهمعناى تعظيم مىباشد . و رجاء گاهى بهمعناى اعتقاد به كار مىرود ، و لو اعتقاد ظنى . ] تعظيم عبارت است از معرفت و شناخت بزرگى يك موجود همراه با تذلل [ - ابراز حقارت و كوچكى خود ] در برابر او . [ چه ، تا كسى عظمت و بزرگى حقتعالى را نشناسد ، نمىتواند او را با عبادت ، كه نهايت تذلل است ، بزرگ دارد . چون نهايت تذلل از معرفت آخرين مرتبهء عظمت نشأت مىگيرد . ] و هو على ثلاث درجات : الدرجة الأولى تعظيم الأمر و النهى . و هو أن لا يعارضا بترخّص جاف ، و لا يعرّضا « 3 » لتشديد غال ، و لا يحملا على علّة توهن الانقياد . تعظيم بر سه درجه است : درجهء نخست ، تعظيم [ و بزرگداشت ] امر و نهى [ الهى ] است ؛ به اينكه [ انسان واجبات و منهيات را بپذيرد و بر طبق آن عمل كند و ] با استفاده از رخصتهاى جفاآور با اوامر و نواهى معارضه نكند . [ مقصود آن است كه اگر در امر و يا نهيى ، رخصتى وجود داشت ، چنانكه در مستحبات و مكروهات رخصت وجود دارد ، بدان رخصت ميل نكند و عزم بر انجام مأمور به و ترك منهى عنه را رها ننمايد . و اگر
--> ( 1 ) - د : بها . ( 2 ) - 71 / 13 . ( 3 ) - ك : و لا يتعرضا .